Share  
balatarin
 
  نورالهی تو وسیاهی این خانه

فرهمند علیپور

دلنگرانی این روزهای رهبر جمهوري اسلامي یکی دو تا نیست. او مي خواهد جمعيت كشور تحت رهبري اش را از ٧٥ به ١٥٠ ميليون برساند و مي گويد از اينكه در جلوگيري از كاهش زاد و ولد در دهه هاي ٧٠ و ٨٠ نقشي ايفا نكرده خود را سرزنش مي كند.

به زنان وعده سکه های طلا و به مردان وعده زمین و خانه داده شده است. فرزند بیشتر بیاورید و جایزه بگیرید. برای اینکه موانع فرزندآوری هرچه کمتر شود قرص های ضد بارداری را هم از داروخانه ها بیرون کشیدند اما بدبختانه حکومت فراموش کرد که جایگزین قرص های ضدبارداری، شیرخشک را عرضه کند. رئیس انجمن داروسازان ایران مي گويد كه شير خشك از قفسه داروخانه ها پركشيده است. شیرخشک را تحریم ها، کشمکش ها و جاه طلبی ها در عرصه های دیگر حذف کرده است.

وضعیت منحصر به قرص ضد بارداری و شیرخشک نمی شود. آمارهای دیگری هم هست که از افزايش طلاق مي گويد و از كاهش رغبت و انگيزه براي ازدواج. مسئولان سازمان ثبت احوال کشور، از افزایش ۶ درصدی طلاق و کاهش ۵ درصدی ازدواج خبر می دهند. این یعنی اینکه حتی اگر شیرخشک باشد و قرص ضدبارداری نباشد بازهم جاهای دیگری لنگ می زند. درست مثل یک کاریکاتور که قسمتی از آن بزرگ و متورم شده است و قسمتی دیگر کوچک و بی مقدار، نامتوازن، زشت و خنده دار. اقتصاد کاریکاتوری، حکومت کاریکاتوری، خدای کاریکاتوری.

نه تنها برای سیل بیکاران شغلی ایجاد نمی‌شود و میلیون‌ها تن، در نومیدی و فسردگی خود سرگردانند که همان‌هایی هم که باریک جویی داشتند و دستشان به شاخه‌ای بند بود هم اینک در معرض غرق شدن در سیل بیکاری هستند. در ۲۰ استان آمار بیکاری به بالای ۲۰ درصد رسیده است.

صدها هزارتن از آنها نيز، اگرچه سرشان به كار مشغول است اما ماههاست كه دستشان به ریال، همان پولی که هر روز بی مقدارتر و بی بهاتر می شود، هم نرسيده است. روزنامه جوان- متعلق به سپاه پاسداران ـ چند روز پيش كاريكاتوري کشیده بود كه در آن ده هزارريالي ايراني بر دهان يك دلاري آمريكا مشت خوابانده بود! همان كاري كه رهبر جمهوری اسلامی بسيار دوست دارد، "كوبيدن مشت محكم". جای همه آنچه می بایست بود و آنچه هست را ادعاهای گزاف و خیال های کاریکاتوری گرفته است.

آرزوها و جاه طلبی های آيت الله خامنه اي با يكديگر آميخته شده است.یکی دیگری را خنثی می کند. معجزه هايش نه تنها آن تك چشم كور را شفا نمي دهدكه همان يك چراغ روشن را هم كور مي كند.

رهبري كه سه ميليون تن به خيابانها مي آيند تا به مخالفت با "نظر نزديكتر" او بپردازند، خیابانهای سبز را سرخ می کند و به فرمانش "قلاده اي طلايي" ساخته مي شود تا به گردن بي خبران بيندازند و تمام آن حادثه و آن شکوه را به يكباره دسيسه چند نفر در يك خانه معرفي كنند. افرادي كه - آنگونه که خود فیلم می گوید - از قضا نمي توانند خود را اداره كنند اما مي توانند "ام القري اسلام" را عليه حاكمش بسيج كنند. چه توهم مضحکی.

حكومتي که بیش از آنکه از دشمنان واهی و واقعی اش آسیب ببیند، از آرمانهاي خام خود، از جاه طلبي هاي بي حصر خود شكست مي خورد، ضربه مي خورد اما بازهم برمي خيزد تا لجبازانه ضربه بعدی را كاري تر بزند، عميق تر بزند، به مغز استخوان، به بن، به ريشه بزند.

اینگونه است که فریاد مجلس هم بلند شده است که کاری که تصمیمات و برنامه های محمود احمدی نژاد با اقتصاد کشور و معیشت و زندگی مردم ایران کرده است، تحریم های آمریکا و اسرائیل و اروپا نکرد. رجل سیاسی، معجزه هزاره سوم، کسی که رهبری همه آبرو و مشروعیتش را با حمایت خونین از او به حراج قمار گذاشت، امروز می شود بزرگترین گره کور نظام که در تعامل با او، نه راه پیش هست و نه راه پس. دود اینهمه خسران اما به چشم مردم می رود، آب می شود و از چشم مادری فرو می غلطد که گرسنگی نوزادش را می بیند و نمی تواند برای جگرگوشه اش شیرخشک تهیه کند، چین می شود بر پیشانی پدری که ناچار است دستهای خالی اش را در جیب پنهان کند. اینها همه از تدبیر خسروی است که با افکار والا و خدایی اش! خانه ای سیاه به وسعت سرزمین ایران به پا کرده است.
منبع : روز آنلاین