Share  
balatarin
 
  دم خروس همیشه پیداست

رامین كامران






این مقاله برای سایت iranliberal.com نوشته شده است و نقل آن با ذكر مأخذ آزاد است

تاریخ نگارش نوامبر 2010

امروز مملكت ما در شرایط حساسی قرار دارد و برخی نگران هستند كه همزمان با تضعیف حكومت و كوشش مردم برای براندازی، توطئه ای هم در شرف تكوین باشد و عده ای پنهانی در گوشه ای برای سؤاستفاده از موقعیت دسیسه بچینند و در موقع مناسب به رغم منافع ملت ایران به هدف خود برسند. خلاصه اینكه شب بخوابیم و صبح كه بیدار شدیم ببینیم كار از كار گذشته است و رفت تا كی دوباره فرصتی پیدا شود. بخصوص كه می دانیم كه اگر چنین اتفاقی بیافتد مرجعی برای دادرسی نیست و حقوق بین الملل و این حرف ها هم دردی از ما دوا نخواهد كرد.



بر خلاف گفتاری كه چند سال است در واكنش نسبت به توطئه خواندن انقلاب اسلامی رواج گرفته و متأسفانه به این حد رسیده كه هر توطئۀ واقعی را هم خیالی بشمارد، اگر چنین دلواپسی هایی را بین مردم ایران مشاهده می كنیم از خیالاتی بودن آنها نیست. تجربۀ طولانی دخالت خارجی كه از قرن نوزدهم پیدا شد و بخش مهمی از تأثیرش را مدیون همین مخفی عمل كردن بود، در ذهنیت این مردم تأثیر عمیقی بر جا گذاشته است كه دنباله اش تا به امروز كشیده. به هر صورت فراموش نكنیم كه آخرین (و شاید تأثیرگذارترین) نمونۀ دسیسۀ خارجی همین بیست و هشت مردادی بود كه هنوز داریم به نوعی خسارتش را می پردازیم. در هیچ جا توطئه ندیدن همانقدر نامعقول است كه همه چیز را حمل بر توطئه كردن.



به هر حال، مقصود من از نوشتن این مقاله نه مرور بر گذشته است و نه قلمفرسایی در باب تئوری توطئه و توهم توطئه و خلاصه این داستان ها. قصدم جلب توجه خوانندگان، بخصوص جوانان به این نكته است كه آنچه ما توطئه می خوانیم همیشه مخفی نیست و یا لااقل همه اش مخفی نیست و خلاصه اینكه ردگیریش غیرممكن نیست و بیش از به كار گرفتن جواسیس رنگ و وارنگ محتاج دقت در امور و توجه به همین منابعی است كه در دسترش همه هست. باید بین توطئه و امداد غیبی فرق بگذاریم، آرتیست بازی فیلم های سینمایی را هم با واقعیت مخلوط نكنیم و بیخود دنبال اخبار سری نباشیم چون اخبار علنی كلید بسیاری سؤالات است. آنچه لازم است در درجۀ اول حواس جمع است و سپس تیز بینی و سرعت در تحلیل كه آنها هم با استمرار و تربیت ذهن حاصل می گردد. مطلب را به صورت یك رشته سؤال از نظر بگذرانیم تا بتوانیم درست بشكافیمش.



مخفی كاری محض چه؟

توطئه قرار است بنا بر تعریف مخفیانه انجام شود، بسیار خوب، ولی باید از خود پرسید كه هدف از این پنهانكاری چیست.

هدف اصلی بالابردن كارآیی عملیاتی است برای رسیدن به هدف یا لااقل تسهیل این كار. توطئه قرار است با نیروی كم به نتیجه برسد و در جایی كه نیروی كافی در میان باشد معمولاً حاجت به این نوع كلك ها نیست. پنهانكاری اصلی نیست كه به خودی خود واجد ارزش باشد، از مقولۀ وسیله است كه هر جا لازم شد به كار گرفته می شود و هر جا لازم نبود نه. بنابراین طرفی در دعوا حاجت به توطئه دارد كه نیروی كمتری در میدان داشته باشد و فایدۀ اصلی این روش صرفه جویی در نیروست. در مقابل این نتیجه را می توان گرفت كه طرف نیرومندتر كه در معرض دسیسه چینی است عملاً همیشه توان مقابله با آن را دارد و هدف از كار مخفی این است كه از نشان دادن واكنش مناسب بازش بدارد. رو شدن توطئه یعنی شكستش. بازی بازی اطلاعات و تحلیل آنهاست نه زور.



مخفی بودن توطئه

روشن شد كه توطئه بخش عمدۀ كارآییش را مدیون مخفی بودن است. ولی باید از خود پرسید كه آیا واقعاً همه چیزتوطئه می تواند مخفی باشد و بماند. پاسخ صریح و روشن این است كه خیر.

اول از همه باید گفت كه اگر توطئه ای از سر تا به ته مخفی باشد و بماند نه اسباب هراس می شود و نه اسف چون به هر صورت كسی از آن خبر نمی شود تا بخواهد نگران نتایجش باشد یا وقتی به نتیجه رسید غصه اش را بخورد.

هویداترین بخش توطئه تبلیغات آن است. تبلیغات بنا بر تعریف نمی تواند مخفی باشد و چه هدفش را صریح بنمایاند و چه نه، در هر حال خودش عیان است. فقط این هست كه هر جا توطئه ای در كار باشد هدف تبلیغات جلب نظر مردم به نكات انحرافی است و طبعاً برگرداندن نگاهشان از جایی كه باید. مشكل اصلی با تبلیغات در اینجاست.

بخش دیگری از توطئه كه نمی تواند همیشه مخفی بماند و دیر یا زود معلوم خواهد شد هدفی است كه توطئه گران تعقیب می كنند. منتها باید دید كه كی معلوم می شود. وقتی كه داستان به آخر رسید حتماً، ولی این هدف را به دلایلی كه پایین تر خواهیم دید خیلی از اوقات می توان قبل از پایان ماجرا تشخیص داد.

از این دو گذشته چارچوب توطئه نیز همیشه معلوم است چون جزو آن نیست تا مخفی بماند ولی آنرا در بر می گیرد و به آن معنا می دهد. این چارچوب همیشه هویداست.

حال ببینیم چگونه باید به اینها پرداخت.



ردیابی توطئه

مشكل اصلی، نه برای ما، بلكه برای همۀ كسان یا گروه هایی كه با این پدیده سر و كار دارند یا از آن دل نگرانند در این است كه چكونه ردش را بگیرند. جستجو را باید از آن سر كار كه هویداست شروع كرد. روشن است كه نمی توان در این مورد دستورالعمل ثابتی عرضه كرد ولی یادآوری چند خط كلی بیفایده نیست. باید روشی منطقی و ساده را پی گرفت و از معلوم به سوی نامعلوم رفت.

اول از همه توجه داشته باشیم كه خصلت پنهانی توطئه متضمن نكتۀ مهمی است. توطئه مربوط است به تاكتیك كه میدان پنهانكاریست نه استراتژی كه همیشه عیان است. استراتژی اصولاً امر مخفی نیست و خطوط كلیش هویداست. شاهدیم كه بسیاری كشورها حتی به طور سالانه و رسمی و گاه به دفعات و به طور غیررسمی استراتژی كلی سیاسی و حتی نظامی خویش را منتشر می سازند. دلیل این كار نه عشق آنها به افشاگری یا به قول بعضی »شفافیت« است نه تمایل به رو كردن دستشان برای حریفان احتمالی. دلیل اصلی این كار احتراز از سؤتفاهم استراتژیك است كه بی نهایت خطرناك است و می تواند باعث برداشت غلط از كنش های آنان بگردد و كار را ناخواسته به جنگ بكشاند. استراتژی هر كشور آن چارچوب كلی است كه به كار دریافت سیاست های جزئی و احیاناً توطئه های آن میاید.

برای یافتن راهی كه طرف توطئه گر در پیش می گیرد باید در درجۀ اول استراتژی او را در نظر گرفت چون دو چیز را بر ما معلوم می كند. اول اهداف كلی را كه وی تعقیب می كند به ما می نمایاند، دوم اینكه چارچوب كلی مانورها او و طبعاً كلكهای تاكتیكی او را معلوم می سازد. این قالب كلی هویداست و در پیش چشم همه و مهم ترین اطلاعاتی كه می تواند به عیان كردن توطئه رهنمون گردد، در پیش دیدگان ما قرار میدهد ولی متأسفانه چنانكه باید مورد توجه اشخاص دل نگرانی كه در اطراف خود می بینیم و معمولاً گوش به زنگ اخبار سری هستند، قرار نمی گیرد.

وقتی هدف برایمان روشن شد مانند این است كه بر قلۀ كوهی قرار گرفته ایم كه راه های بسیاری به آن ختم میشود و به طرق مختلف میتوان به آن دست پیدا كرد. این بهترین موقعیت برای یافتن رد توطئه است چون همۀ راه ها را در معرض دیدمان قرار میدهد، هرچند به خودی خود برای ما روشن نمیكند كه توطئه گران كدامیك را برای رسیدن به این قله درپیش خواهند گرفت.

تبلیغاتی كه در خدمت توطئه است، همانطور كه در ابتدا گفته شد، دو پهلوست چون خودش عیان است ولی می كوشد تا چیز دیگری پنهان سازد. تبلیغات توطئه به كار منحرف كردن مردم از توجه به هدف اصلی و راه رسیدن بدان و گاه بازی دادنشان برای خدمت به توطئه، میاید. از آنجا كه تبلیغات هم پنهانگر است و هم لودهنده می توان به شمد پر نقش و نگاری تشبیهش كرد كه روی چیزی پهن شده تا از دیدگان پنهانش سازد. قرار بر این است كه نقش و نگار چشم بیننده را به خود مشغول كند و از توجه به چیزی كه زیر آن است بازش بدارد. ولی با دقت می توان طرح كلی آنرا از شكلی كه شمد به خود گرفته دریافت. تبلیغات، هر قدر هم با مهارت انجام شود، به ناچار و به دلیل كاركردش، نقشی از چیزی را كه نهان می كند بر خود می پذیرد. این نقش پنهان شدنی هست ولی پاك شدنی نیست. به همین دلیل نباید در هنگام ارزیابی رسانه هایی كه اسباب تبلیغات می شوند فقط به آنچه كه میگویند مشغول شد، با توجه به منابع مختلف می توان آن چیزی را كه به طور منظم و سیستماتیك در بعضی رسانه ها حذف میشود دید و موضع و اهداف اصلیشان را به این ترتیب دریافت. نقش حقیقت معمولاً به گودی بر دروغ می ماند.



نقاط ضعف توطئه

مارگزیدگان توطئه گاه آنرا كارآمدترین شیوۀ عمل می شمرند كه نیست. روشی است در بین روش های دیگر، در بعضی موارد كارگر است و در بعضی نه، گاه ثمر می دهد و گاه نه. نگاهی به نقاط ضعف آن بیاندازیم.

اول عاملی كه توطئه را با خطر شكست مواجه می سازد وسعت گرفتن مقیاس كار است. هر چه گستردگی مانوری كه باید به هدف برسد بیشتر باشد امكان شكست آن بالاتر می رود چون امكان خطا در آن بیشتر می شود. و به همین ترتیب هر قدر تعداد شركت كنندگان در یك مانور بیشتر باشد خطر درز كردن مطلب و اشتباه كاری افزون میگردد. به علاوه هر چه نیروی به كار گرفته شده در توطئه بیشتر باشد امكان هویدا شدن آن بیشتر میشود. خلاصه اینكه توطئه هر چه بزرگتر امكان شكستش بیشتر.

و اما از مقیاس گذشته باید به پیچیدگی مانور هم نظر داشت. هر چه مراحل مانور بیشتر بشود احتمال شكست نهایی افزایش می یابد. به دو دلیل: اول سختی پیشبینی و نامعلوم بودن كار، سپس ضریب خطا.

صحنۀ سیاست و اجتماع صفحۀ شطرنج نیست كه بتوان حركات بیشماری را در آن پیشبینی كرد و با اطمینانی ریاضی به نتیجه رسید. اصل نامعین بودن آینده كه بر فرض آزادی بشر استوار است، حرف هوا نیست. در امور تاریخی و انسانی چند مرحله جلوتر بازی را حدس میتوان زد ولی پیشبینی نمی توان كرد و چندین مرحله جلوتر را نه می توان پیشبینی كرد و نه حدس زد.

این را نیز نباید فراموش كرد كه هر جا آدمی هست خطا هم هست و تصور اینكه كاری بدون خطا پیش برود خیال واهی است و از قماش یكی گرفتن توطئه با دست غیبی. به عنوان مثال اگر احتمال خطا را در هر مرحلۀ عملیات فقط پنج درصد فرض كنیم درصد آن در كاری كه می باید چهار یا پنج مرحلۀ (وابسته به هم) داشته باشد. به اندازه ای افزایش می یابد كه باید از خیرش گذشت یا فقط از سر نومیدی بدان تن داد.

خلاصه اینكه توطئه با »دست غیبی« چند تفاوت عمده دارد. اول این كه تابع منطق اعمال انسانی است نه عملیات اجنه و به همین دلیل قابل حدس، قابل درك و قابل پیشبینی است. دیگر اینكه توطئه به زور بی حد متكی نیست تا در همه حال به اتكای آن به نتیجه برسد، برعكس، درست در جایی كه نیرو كافی نیست به كار گرفته میشود. آخر اینكه بنا بر تعریف نامرئی نیست، اگر ناپیداست به این دلیل است كه ما درست چشممان را باز نكرده ایم، نه اینكه اصلاً هیچكس قادر به جستن آن نیست.



پیدا و پنهان توطئه

توطئه امریست كه چون اساساً مرئی است و حتی جلب توجه هم می كند، استتارش كرده اند. اما هیچ پنهان كردنی نیست كه ردی از خود به جا نگذارد. برای گرفتن این رد باید به همین چیزهایی كه پیداست نگاه كنیم و از آنها نتیجه ای خلاف آنچه كه می خواهند به ما القأ كنند بگیریم. این كار از مقولۀ نشانه شناسی و تفسیر است. نشانه ها را می بینیم و از روی آنها به امر دیگری پی می بریم كه در ورایشان قرار دارد. برای همین هم هست كه فرض توطئه این اندازه به تأویل های نامعقول میدان می دهد و به بعضی فرصت می دهد تا با كنار هم چیدن نشانه هایی كه از هر گوشه گرد آورده اند، داستان های عجیب و غریبی بسازند كه به قول معروف در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود و به كمك آنها در هر واقعه ای ردی از توطئه بجویند. و باز به همین دلیل است كه بیماری حرفه ای كسانی كه از نظر شغلی موظف به توطئه یابی هستند و وجود توطئه را فرض اصلی كنكاش ذهنی شان قرار میدهند، جنون تأویل است، بیماری توطئه دیدن در همه جا و در هر پدیده نشانه ای از توطئه یافتن.

اگر بخواهم مقاله را با یك تصویر به پایان ببرم توطئه را به نقاشی های سرگرم كننده ای كه گاه در نشریات می بینیم تشبیه خواهم كرد. فرضاً نقاشی جنگل پردرختی كه قرار است گوزنی در آن پنهان شده باشد و خواننده می بایست با دقیق شدن در خطوط طرح پیدایش كند. البته گوزن ما حركت هم می كند ولی حركت همیشه به پنهان ماندن كمك نمی كند. باید چشم باز داشت و درست نگاه كرد، اگر توطئه ای در كار باشد جلوی چشممان جریان دارد نه پشت سرمان.