Share  
balatarin
 
  فضای انتخاباتی و آتش زیر خاکستر جنبش اعتراضی

محمدرضا شکوهی فرد

حکومت از انتخابات پیش رو و پیامدهایش می هراسد. اینرا می توان در مواضع کارگزاران نظام و تحلیل های رسانه های وابسته به حاکمیت به خوبی درک کرد. طبعا بخشی از این هراس ناشی از درگیری های داخلی باندهای قدرت در دولت، بیت رهبری، سپاه و دیگر ارکان حاکمیت است. اما این تنها معرف بخشی از ترس مذکور است. هراس اصلی حاکمیت از تجمیع پتانسیل های اجتماعی بواسطه شکل گیری فضای انتخاباتیست.

تحریم فعال

برای نخستین بار از بدو حیات جمهوری اسلامی، اغلب قریب به اتفاق گروه ها و جریان های سیاسی که در قالب اپوزسیون و گفتمان های اپوزسیونی تقسیم بندی می شوند، چه در داخل و چه در خارج، رویکردی نزدیک به هم را در مواجهه با انتخابات برگزیده اند: تحریم.

در این میان تفاوتی در نوع نگاه به این رویکرد وجود دارد. تحریم به مثابه یک موضع صرف سیاسی که مشخصا در پی ارسال پیام است و دو تحریم فعال که به اتخاذ صرف یک موضع اکتفا نمی کند و از زاویه راهبردی نگاهی عملگرایانه و هدفمند را مد نظر دارد.

راقم همدل و همسو با نگاه دوم یعنی تحریم فعال انتخابات، قصد دارم با توضیح وضعیت، تاکیدی داشته باشد بر تعیین کننده ترین مولفه ای که در واقع هویت تصویری تحریم فعالانه را باز می نماید و آن نیست جز فضای انتخاباتی.


در دل جامعه چه خبر است؟

دو سال از رویش پویشی جوان و پر انرژی، موسوم به جنبش سبز می گذرد؟ خاطره جمعی مردم هنوز و همچنان مملو از تصاویر تلخ و شیرینیست که بیش از هر چیز بارِ افزوده ی معدلِ دل زدگی و تنفر از حاکمیت دروغ و ظلم و جباریت را معرفی می کند. نیک اگر بنگریم، این دلزدگی، این غضب، این برآشفتگی گسترش یافته است. آرامشی معنادار، سکوتی پر از فریادهای منتظر. شناسه های سنجش نگاه جامعه به وضعیت موجود است

در میانه التهاب ها و فشارهایی که عملا زندگی مردم را مختل کرده است، برق امیدی اما همچنان در دل ها وجود دارد وشوری در گام ها و انتظار فرصتی برای دوباره برآمدن. مردم شدن. این اسم رمز و احساس باقیمانده از سبزترین روزهاییست که در قلب ها و چشم ها همچنان وجود دارد، بُغضی در گلوها. بُغضی بزرگ که در پی فرصتی، جرقه ای و تکانی برای شکستن است..

حاکمیت مشتمل بر تمامی ارکانش این وضعیت را می فهمد و هراسش دقیقا از ساخته شدن اجتناب ناپذیرهمین فضاییست که آتش این شعلهِ موقتا نجابت گزیده را مشتعل سازد.

هراس حاکمیت از فضای انتخابتی

به صورت کلی این انتظار کاملا طبیعی و بر ساخته واقعیات امروز جامعه است که مردم در تدارک فرصت، شرایط و موقعیتی مناسب برای بروز عصبانیت تعیین کننده خود باشند، اقتصاد، این جوهره زنده بودن حیات اجتماعی بی تردید اساسی ترین مولفه سنجش وضعیت و البته پیش بینی رویدادهای در شرف وقوع است. محسوس تر از هر زمان دیگر امروز سخن از نا بسامانی و نقصان و چرخه ناتوان نیست. فروپاشی اقتصادی پیکره حیات جامعه را سخت دچار آسیب و توقف کرده است. اما این موقعیت، الزاما در شرایطی چون انتخابات پیش رو پدیدار نخواهد شد. وقتی از فضای انتخاباتی صحبت می کنیم در واقع از یک وضعیت تولیدی حرف می زنیم. وضعیتی که در پارادایم تعامل نیروهای سیاسی همراه و همسو با جامعه تعریف می شود.

براین اساس فضای انتخاباتی که مد نظر ماست نه یک فضای طبیعی و نه یک فضای انتزاعیست. بلکه شرایطیست که باید ساخته شود. براساس پتانسیل های موجود که کمهم نیستند و امکانات ما.

مطلوبیت این فضا اما بواسطه متفاوت بودن شرایط از دو سال گذشته و انتخابات پیشین، متاثر از عوامل و الزاماتی خاص خواهد بود.

هیچ نیروی سیاسی متمایل به طبع معترض جامعه در انتخابات حاضر نیست. اصلاح طلبان از صحنه اخراج شده اند. اغلبشان یا در زندان یا در محاق شرایط بسته قرار دارند. بنابراین صفحه برخوردهای انتخاباتی متعلق به حاکمیت و جریان های درگیر تعریف شده در بیت رهبری، دولت احمدی نژاد، سپاه و بازار سنتی است. این بدان معناست که عملا زمینه های معنا بخشی گذشته به فضای انتخاباتی وجود ندارد. نه ستادهایی برای تجمع و هسته یابی و نه صدا و سیما و نه مناظره ها. وضعیت مطبوعات هم که تکلیفش روشن است. بنابراین فضای انتخاباتی که ما بصورتی اجتناب نظیر درگیر تولید و گسترش آن هستیم فارغ از گذشته، عمیقا بیرون از چارچوب ها و فاقد همان امکانات محدود داخلی و قانونی خواهد بود، در مقابل اما یک پتانسیل عظیم اجتماعی میراث جنبش سبز که همانطور که ذکر شد معطوف به شرایط وخیم امروز کشور، علاوه بر رشد تدریجی در بستر اجتماعی بارِ افزوده ای پیدا کرده است.

تقویت ارتباط و شبکه سازی در فضای حقیقی جامعه

من در این مبحث نمی خواهم در مورد نقشی که گروه ها و جریان های سیاسی نظیر اصلاح طلبان یا شورای هماهنگی می توانند ایفا کنند صحبت کنم چراکه تصور می کنم اولا لزوم خود تصحیحی، پرهیز از تعجیل و شتابزدگی برای خود این عزیزان هم روشن شده باشد، دوما اینکه مدتهاست دیگر این تقسیم بندی های سیاسی را فاقد وجاهت می دانم و از دیگر سو تصور می کنم چنین مباحثی بشدت در شرایط حاضر انحرافیست، اما به هر حال همه جریان هایی که به ای نحو اقل امکانات و مناسبت های نقش آفرینی را دارند طبعا در این میان مهم هستند و امید که به شکل بهینه تشخیص ها پیاده شود. ولی من حیث المجموع وظیفه آنهایی که کنشگران جریان اعتراضی مشخصا جنبش سبز در حلقه های گوناگون هستند کمک به ساخته شدن چنین موقعیت مطلوبی در آستانه انتخابات است با توجه به فرصت محدود باقی مانده، آنچه مهم است استفاده بهینه و هوشمندانه از ابزارهای ارتباطی ست. وقتی از ابزارها و شیوه های ارتباطی صحبت می کنیم، باید از کلونه شدن در فضای مجازی فاصله بگیریم. باید نگاهمان را به شبکه های اجتماعی تصحیح کنیم. به نظرم در همین بازه زمانی اندک بی آنکه بصورت صرف و قطعی به دنبال تولید رخدادی در شرایط انتخابات باشیم، قادر به انجام آن خواهیم بود. این البته به معنای رهاکردن امکانات موجود و موسوم به فضای مجازی و شبکه های مجازی نیست. فضای مجازی بخشی تنها بخشی و البته بخش محدودی از شبکه های اجتماعیست که می تواند به مثابه پل ارتباطی با متن جامعه و شبکه های اجتماعی واقعی مورد توجه و دقت قرار گیرد.

بازسازی، گسترش و تقویت شبکه های واقعی در خانه ها و خیابان ها، درک این مهم که ما مشخصا در حال کمک به روند طبیعی و تسریع شده ای عطف به شرایط موجود به نام "بازسیاسی شدن جامعه" در یک موقعیت زمانی مشخص، بواسطه رخدادی مشخص یعنی انتخابات هستیم. " باز سیاسی شدن" به معنای " مردم شدن ".

توجه به این بازسیاسی شدن در واقع پیش شرط هدف گزاری های ماست. ما در این راه کمک رسانیم و به نوعی تسریع کننده یک روندیم که به خودی خود سرعت گرفته است و می خواهیم برآمد ونمودش، در یک ظرف زمانی و قالب سیاسی به نام انتخابات و فضای انتخاباتی مستجمع شود.

ما باید به سرعت، دقت و مسئولانه وارد درگیر کردن جامعه با یک سری از نمادها، هشدارها و دغدغه های اصلی بشویم. اعلامیه ها وبیانیه های رهبران سبز. بله. هنوز جامعه به این مسائل حساس است و می توان اینرا مد نظر قرار داد. در مورد بحران اقتصادی، خب ما وقتی از اقتصاد حرف می زنیم، خاصه این روزها داریم از متن سفرهای خالی، پدران شرمنده و مادران نگران فردای فرزندانشان صحبت می کنیم. در واقع داریم از یک بحران به تمام معنا ومحسوس که دغدغه اساسی جامعه است صحبت می کنیم. اینها علاوه بر شرح وظایف و مسئولیت های ملی و انسانی ما، زمین های تاثیر گزاری مناسبی هستند و از دیگر سو حساس ترین حفره های موجود و روبه تعمیق میان حاکمیت و ملت. در واقع یکی از شعوب یا مهمترین شاخه تقویت آگاهی رسانی به نظرم در وضعیت فعلی تمرکز بر همین موضوع اقتصاد و سفره های مردم است. آگاهی رسانی، شاخصه مفهومی و تصویری اساسی اش ، یادآور کردن حقوق اولیه و پایمال شده ملت و هشدار پیرامون آینده است. در این رابطه می توان هشدارهای رهبران سبز و زندانیان را هم الصاق کرد. به هر حال باید شروع کنیم.

نکته ای که باید به آن توجه کرد اینست که برخلاف تصور برخی، به نظرم هنوز موثرترین راهبردهای ارتباطی، تبلیغی و تهییجی راهبردهای سنتی ما هستند. من هیچ وقت درک نکردم مثلا در زمانه ای که چاپ و توزیع پوستر و بیانیه و شبنامه و اعلامیه در تیراژ گسترده چندان سخت نیست، چرا بسان روزها و ماه های پیش از انقلاب از چنین ابزارهایی استفاده موسع نمی شود. یکی از نافذ ترین اقسام کنش های تهییج کننده و بستر ساز همین نوع ارتباطات است.

جمله آنکه فرصتی در اختیار است، که نه آخرین فرصت است و نه کم اهمیت. فرصتی برای احیاء. موقعیت دقیقا این گونه توضیح داده می شود: شکل دهی فضای مطلوب اجتماعی در مواجهه با ناتوانی حداکثری نظام در مهندسی فضای انتخابات بسود جلب مشارکت نسبی و مطلوب خود. "مشارکتی که در خوشبینانه ترین و البته واقعی ترین حالت، بیش از 25 درصد شرکت کننده را جلب نخواهد کرد".