Share  
balatarin
 
  ترور دانشمندان اتمی و انفجار اخیر کار کیست؟

علی کشتگر

بدیهی است وقتی وظیفه و هم وغم نیروهای نظامی- امنیتی و پلیس کشور به زیر نظر گرفتن شهروندان ایرانی و تعقیب و سرکوب مردم و یا پرداختن به امور اقتصادی و تجاری محدود می شود، وظایف اصلی آنها فراموش می شود و سرویس های امنیتی خارجی در تهران یکه تاز می شوند.چرا فعالان اپوزیسیون در این باره سکوت کرده اند؟

در دو سال گذشته عده ای از دانشمندان اتمی ایران ترور شده اند. محتمل است که این ترورها را عوامل سرویس های جاسوسی اسرائیل مرتکب شده باشند.

گفته می شود که انفجار در انبار موشکها و سوخت جامد آنها که ویرانی و تلفات جانی زیادی به بار آورده است نیز نه امری اتفاقی که خرابکاری سرویس جاسوسی خارجی بوده است.

تکرار این حوادث نشان می دهد که مدیریت نیروهای امنیتی و انتظامی ایران برخلاف ادعاهای گوشخراش شبانه روزیشان ناکار آمد و بی لیاقت است. و اگر نه چرا پس از نخستین ترور یک دانشمند اتمی و پس از معلوم شدن این که آنها هدف تروریسم قرار دارند این حوادث مدام تکرار شوند؟ در شرایط سانسور و خفقان که روزنامه نگاران و رسانه های مستقل تعطیل و مجلس فرمایشی حق تحقیق و تفحص در این امور ندارد و این کار برعهده همان نهادهایی که احتمالا در مسئوولیتهای خود کوتاهی کرده اند واگذار شده، البته مسایل از دید جامعه پنهان می مانند و هیچ کس نمی تواند به ضرس قاطع بگوید چه دستهایی در تکرار این فجایع دخالت دارند؟ با این همه می توان گفت که نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در خاک خود هر روز از عوامل ترور و خرابکاری سرویس های اسرائیلی شکست تازه ای می خورند. و از آنجا که مدعی برتری و مدیریت جهانی هستند طبیعی است که این شکستها را پنهان نگهدارند. و بدیهی است که پنهان کاری و سانسور مانع از ریشه یابی علل شکستها و بی لیاقتی ها می شود و در نتیجه از پی هر شکستی نه درسی و تجربه ای که شکستی دیگر می آید.

علی خامنه ای و ایادی او که اعتراضات مردم نسبت به کودتای انتخاباتی و هر حرکت عدالت خواهانه دیگر ایرانیان را به “دشمن خارجی” نسبت می دهند تا سرکوب و کشتار مردم را توجیه کنند، درست در جایی که باید انگشت اتهام خود را به سوی سرویسهای امنیتی بیگانه نشانه روند، سکوت می کنند و به پنهان کاری روی می آورند. جرا که در این موارد پذیرش واقعیت، اعتراف به شکست و بی لیاقتی تلقی می شود.

بدیهی است وقتی وظیفه و هم وغم نیروهای نظامی- امنیتی و پلیس کشور به زیر نظر گرفتن شهروندان ایرانی و تعقیب و سرکوب مردم و یا پرداختن به امور اقتصادی و تجاری محدود می شود، وظایف اصلی آنها فراموش می شود و سرویس های امنیتی خارجی در تهران یکه تاز می شوند.

و اما مایی که مخالف نظام حاکم هستیم و از نیروهای نظامی و انتظامی دلهایی پرخون و زخمهایی عمیق برتن داریم در این میان چه می گوئیم؟

آیا اگر این جنایات توسط سرویسهای امنیتی اسرائیل صورت گرفته باشد، آن را محکوم می کنیم؟ و یا به صرف آن که با حاکمیت و تبه کاری های آن مخالفیم و آرزوی نظام دیگری، نظامی برآمده از رای و اراده ملت داریم، از این حوادث خشنود می شویم؟ آیا بی اعتنا و بی تفاوت از کنار آن می گذریم؟ من در این روزهای پس از انفجار مهیب تهران که می گویند علاوه بر ۱۷ نفر کشته رسمی حدود صد نفر نیز مفقود شده اند، ندیده ام فعالان اپوزیسیون در این باره چندان اظهار نظر کنند. دهها تن از هم میهنان ما در این انفجار کشته شده اند که تنی چند از آنان افسران سپاه، یکی از آنان از فرماندهان و بسیاری هم درجه دار، سرباز و یا شهروند ساده ایران بوده اند. اگر در این انفجار سرویسهای امنیتی خارجی دست داشته اند، این کار آنها هم جنایت بوده و هم اقدامی جنگ افروزانه. ما به صرف آن که مخالف این رژیم جبار و فاسد هستیم و از سرکوب های نظامی دل پرخونی داریم نمی توانیم و نباید سکوت کنیم و یا از محکوم کردن آن امتناع ورزیم. ما در نقش اپوزیسیون باید همواره اقدامات تروریستی و خرابکارانه سرویسهای امنیتی بیگانه را در خاک ایران قویا و با صدای بلند محکوم کنیم، چرا که :

۱-نیروهای آزادیخواه و دموکرات به گوهر با اقدامات تروریستی و خرابکارانه نه فقط از جانب رژیم استبدادی حاکم بلکه از جانب هر گروهی که باشد، مخالف اند.

۲-ما مخالف جنگ، بویژه دخالت نظامی خارجی در ایران هستیم. ترور دانشمندان هسته ای ایران، و انفجار جنوب تهران (اگر توسط سرویسهای امنیتی اسرائیل صورت گرفته باشد) همان گونه که اشاره شد جنایاتی جنگ افروزانه اند که قطعا باید از جانب هر ایرانی وطن دوست و مخالف جنگ محکوم گردد. چه بسا قدرت هایی که برای دخالت نظامی در ایران وسوسه می شوند با این اقدامات میزان حساسیت همه ما را نیز در برابر جنگ احتمالی آزمایش می کنند.

۳-دانشمندان هسته ای ایران و مراکز و تاسیسات نظامی ایران بیش از آن که متعلق به جمهوری اسلامی باشند متعلق به ایران و ایرانیان اند.

این را هم برای کسانی که در محکوم کردن این جنایات تردید دارند بگویم که اتفاقا محکوم کردن این جنایات از هر لحاظ به سود اپوزیسیون تمام می شود.

سربازان و پاسداران نیز ایرانیانی هستند که اتفاقا در میان آنان ناراضی نسبت به رژیم کم نیست و اگر قرار باشد در ایران با کشتار و خونریزی و هزینه هرچه کمتری دگرگونی صورت گیرد باید در بدنه سپاه و ارتش احساس عاطفی و همبستگی نسبت به اپوزیسیون پدید آید. محکوم کردن جنایتی که این همه تلفات و ویرانی به بار آورده، درست در میان همان نیروهایی که بدون جدایی آنها از استبداد دگرگونی کم هزینه در ایران ممکن نیست اثرات مثبتی نسبت به مخالفان جمهوری اسلامی پدید می آورد که همواره فرصت چنین اثر گذاری هایی وجود ندارد.

http://www.mihan.net