Share  
balatarin
 
  آقای ریچارد مورفی از انکار چه فایده ؟

حسن بهگر

اقای ریچارد مورفی دیپلمات سابق وزارت خارجه آمریکا در مصاحبه ای در بی بی سی فارسی (20/09/2011 در برنامه ی « به عبارت دیگر ») با آقای فانی منکر آن شد که سیاست آمریکا بر آن بود که جنگ بسود هیچ یک از طرفین تمام نشود . وی منکر ماجرای ایران کنترا شد که آمریکا توسط اسراییل به ایران اسلحه می فروخت و آن را ناشی از سیاست غلط شخصی سرهنگ نورث خواند!!؟. وی منکر آن شد که در تهیه بمب شیمیایی به عراق کمک کرده اند وی سرانجام منکر آن شد که جنگ شیمیایی بین ایران و عراق در حقیقت آزمایشگاهی بود برای آزمایش کارکرد بمب های شیمیایی غرب.

این حاشاچیزی از زشتی و پلیدی خونین ترین و طولانی ترین جنگ ایران و عراق که از درون آن هیولای حکومت دینی موفق شدسیطره ی خود را بگسترد نمی کاهد. من منکر ندانم کاری و جهالت خمینی و کارگزاران جمهوری اسلامی نیستم اما هیچ یک از آن ها دلیلی برای شروع جنگ نمی شد اگر صدام به پشتیبانی آمریکا مستظهر نمی بود. انکار آقای مورفی انکار آن مرد یزدی است که گفت انکار می کنم که ور نجستم.1

برای ملتی که از دل و جان برای آزادی بپاخاست هیچ چیز دردناک تر از ان نبود که نه تنها آمال انقلاب 57 بلکه ماترک باقیمانده از انقلاب مشروطیت که از استبداد پهلوی جان بدر برده بود ملعبه ی دست عده ای آخوند و مشتی بی سروپا گردد. این ممکن نمی شد مگر جنگ ایران و عراق آغاز نمی شد. آری هیچ سازمان و گروه متشکلی نداشتیم ؛ آری شور انقلابی بود و بغض نفرت ترکیده بود، دوران جنگ سرد بود، افتراق و اختلاف در اپوزیسیون بسیار بود و مفهوم دموکراسی برای اپوزیسیون روشن نبود ولی اگر جنگ آغاز نمی شد بسیاری سرعقل می آمدند و ملایان فرصت یکه تازی نمی یافتند. اپوزیسیونی که پیام بختیار را درنیافت، بچشم خود دید که در هنگام آمدن خمینی به بهشت زهرا چگونه مردم مشتاق دیدن وی را به شلاق بستند، این مشتی از خروار بود، مردم نیازمند زمان بودند. اپوزیسیونی که پاخاستن زنان را نپذیرفت شاهد آن بود که چگونه خمینی در برابر زنان خائفانه و مکارانه عقب نشست و طالقانی به توجیه حجاب پرداخت . فقط کمی زمان می توانست پرده از حجاب جمهوری اسلامی بردارد اما جنگ نگذاشت؛ خمینی بی جهت نبود که گفت جنگ نعمت بود. جنگ 8 ساله عراق با ایران در حقیقت انتقام آمریکا از ماجرای گروگان گیری بود، ابرقدرتی درمانده در کارخود پس از کودتای 28 مرداد گاو نری چون صدام را به جان ملت ایران انداخت. 8 سال جنگ ستون فقرات مبارزات مردم ایران را شکست و بخش بزرگی از مبارزان به زندان انداخت و موجب اعدام بسیاری شد.

بالاخره خمینی هنگامی قطعنامه 598 را چون زهر سرکشید که هیچ مجازاتی برای آغاز کننده جنگ پیش بینی نشده بود. عواقب ناشی از انقلاب و جنگ هشت ساله و سرکوبی روزانه مردم رمقی برای مردم نگذاشته است. گذشته از ضایعات انسانی و اجتماعی هنوز حقوق اولیه مردم هم احیا نشده است .هنوز دیوارهای شهرهایی مثل آبادان و خرمشهر آثار گلوله ها و خمپاره ها را در سینه بیادگار دارند. جمهوری اسلامی هیچوقت دغدغه منافع ملی و مردم را نداشته است، گاهی از آن دم زده و نهایت سوء استفاده را کرده ولی هیچگاه برای آن قدمی برنداشته است چنانکه با این که از شهریور ۱۳۸۹، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تهیه طرحی دولت را ملزم به پیگیری اخذ غرامت‌های جنگ کرده تا کنون هیچ اقدامی در این جهت برداشته نشده است. طرفه این که هنوز شورای امنیت گزارش خاویر پرز دوکویار نماینده خود را که عراق مبتکر حمله به ایران بوده است را تایید نکرده است و برخلاف کویت که 16 میلیارد بدهی عراق را گرفته ایران نه تنها اقدامی در این جهت ننموده بلکه هزاران کیلومتر از خاک خود را بدون علامت گذاری به امان خدا رها کرده است که فردا آتش شعله ی جنگی دیگر را روشن نماید.

باری کارنامه جنگ برای دو ملت ایران و عراق مصیبت بار بود ولی سیاست امریکا که براساس دیدن رویکردها تا نوک دماغ بود نیز از پی آمد این جنگ سودی نبرد. آمریکا از کودتای 28 مرداد تا به امروز هر چه در ایران کرده خطا کرده و هم ما را دچار مصیبت نموده و هم خود گرفتار بنیادگرایان دینی شده است. جنگ ایران و عراق به تثبیت حکومت اسلامی انجامید و به شعله ورشدن عملیات گروه های تروریستی دامن زد و پس از دخالت در جنگ کویت و حمله به عراق و افغانستان در گل فرومانده است. اما اثرات این جنگ خانمانسوز در جامعه ی ایران باقی مانده است و هیچ معلوم نیست که فردا اتش جنگ دیگری روشن نشود. دخالت لابی های اسراییلی و جنگ طلبان آمریکا از سویی و جهالت های سران جمهوری اسلامی از سویی دیگر ممکن است به فاجعه ی دیگری بیانجامد . کشته شدن بیش از نیم ملیون نفر در ایران و معادل آن در عراق رخدادی طبیعی و معمولی نبود؛ نسل هایی از دو کشور نابود شدند . بخش بزرگی از مبارزان و جوانان به فنا رفتند و این از ظرفیت و پویایی این جوامع بسیار کاست . کارنامه انقلاب 57 و جنگ 8 ساله با عراق گرچه اموزنده است و برای گذشته هم کاری نمی توان کرد اما برای اینده می توان دریافت که ملت ایران تکلیف خود را با حکومت دینی بزودی روشن خواهد کرد این رویکردی گریز ناپذیر است اما دخالت خارجی می تواند به این روند لطماتی جبران ناپذیر وارد کند . جنگ به سود هیچ یک از طرفین نیست، نباید به هیچ قیمتی جنگی دیگر آغاز گردد.

1-انکار می کنم که ور نجستم . مردی یزدی از یکسوی بر خر جست تا سوار شود از دیگر سو بیفتاد . چست برخاست گرد بیفشاند و گفت انکار می کنم که ورنجستم . مراد مثل این که : اگر سودی نبردم ، زیان هم نکرد . یا اگر این بار پیروز نشدم چه چیز مرا از تکرار کرده باز می دارد.( علی اکبر دهخدا -امثال و حکم – رویه ی 305- پوشینه 1)