Share  
balatarin
 
  آویزان شدن مجاهدین به قدرتهای خارجی ،چرا؟

زهرا پارسا

آویزان شدن مجاهدین به قدرتهای خارجی ،چرا؟
به دست گرفتن قدرت سیاسی بدون اراده مردم از اول راهکار اصلی رهبری مجاهدین بوده است .در این مسیر کسب حمایت خارجی جزیی از فلسفه سیاسی و نگرش تعادل قوایی رهبری مجاهدین بوده است.و به همین دلیل انتخاب خود را به عنوان آلترناتیو مورد پسند غرب پیشنهاد می کنند .اما غرب مجاهدین را نمی پذیرد ، سی سال مجاهدین در دسترس غرب بوده و برای یک تماس رسمی خود را به هر دری زده اند.نمونه سخنگوی وزارتخارجه آمریکا در مصاحبه ای با رادیو فردا، آيا آمريکا اين سازمان را يک گروه اپوزيسيون معتبر می داند؟ نه. مجاهدين يک گروه تروريستی است. به طور رسمی الان ما مجاهدين را يک گروه تروريستی می دانيم . این واقعیتی غیرقابل خدشه است که مجاهدين ناتوان در نقش آفرینی در داخل کشور هستند و هیچ گونه حمایت مردمی ندارند .کدامیک از انقلابیون مصر و تونس قبل از آغاز حرکتشان از آمریکا درخواست کردند که از آنان حمایت کند و یا اکنون چنین درخواستی دارند .توجیح شکست ها و ناتوانی مسعود رجوی از فردای روز 30 خرداد سال 1360 تا همین امروز ادامه دارد .مسعود رجوی در توجیه عدم همراهی مردم با و نداشتن پایگاه اجتماعی مجاهدین، مسئله سرکوب را بهانه ساخت .یعنی این که مردم این نظام را نمی خواهند اما از ترسشان هیچی نمی گویند؟ در صورتی که مسعود رجوی, مسئول شورای ملی مقاومت ایران, درباره «قیام مجاهدین در ۵ مهر ۱۳۶۰» می گوید: «.. مجاهدین از نیمه شهریور سال ۶۰ تا اوایل مهر و سپس در اوج خودش در روز ۵مهر در تهران و برخى دیگر از شهرستانها، به آزمایش یک قیام جانانه و راهگشاى شهرى روى آوردند... تا هر چند الگوى سقوط رژیم شاه را قابل تکرار نمى‌دانستند اما مى‌خواستند به میدان آوردن عنصر اجتماعى را یک بار دیگر بیازمایند.
و بهای طرح آزمایشی مسعود رجوی برای به میدان آوردن عنصر اجتماعى بیشتر گسترده شدن اختناق و اعدام جوانان مملکت بود .
مسعود رجوی از ابتدا هم هیچ اعتقادی به انقلاب و زمینه ی عینی وجود آن در ایران و علیه جمهوری اسلامی نداشت، اما تلاش کردند با سلاح و فرستادن نیروی جوان مسلح به خیابان رژیم را مرعوب کنند با وجود اینکه رهبری مجاهدین معتقد است که "هر چند الگوى سقوط رژیم شاه را قابل تکرار نیست اما مى‌خواستند به میدان آوردن عنصر اجتماعى را یک بار دیگر بیازمایند." این یعنی اعتراف به واهی بودن تحلیلی که به بهانه و وسیله ی آن اعضای فریب خورده و ماجراجو را به خیابانهای تهران کشاندند تا بر روی مردم آتش بگشایند.
رهبری مجاهدین بایستی پاسخ دهد که جایگاه رادیکالیسم و جگ و نبرد مسلحانه در ایدئولوژی و اعتقادات مجاهدین کجاست ؟ و اکنون به چه سرنوشتی بدل شده است. مسعود رجوی نمی تواند با سرخم کردن و عبور آرام از کنار این مسئله ی مهم، خود را تطهیر کند و بدون پذیرش تبعات آن به رنگی دیگر دربیاید.