Share  
balatarin
 
  حقوق بشر

سعید

بحث حقوق بشر و ارتباط آن با حوادث دهه ۶۰ انگشت اتهام را باید از زاویه ای جدای از قالبهای رسمی و خطی رژیم و سازمانهای سیاسی به بررسی حوادث پرداخت . در صورتیکه یک کمیته حقیقت یاب خارج از مصلحتهای سیاسی در ارتباط با حوادث دهه ۶۰ در ایران تشکیل بشود ، انگشت اتهام هم به طرف رهبری حاکمیت و هم رهبری نیروهای سیاسی که درگیر با حوادث آن دهه بودند به ویژه رهبری سازمان مجاهدین خواهد رفت ، مثل آفریقای جنوبی که حتی زن ماندلا را که لقب مادر آفریقا گرفته بود به کمیته فرا خوانده شد. ساختار و روابط هر تکه از این نوع کارکرد سیاسی غیر قانونی و غیر اخلاقی در ارتباط با حوادث دهه ۶۰ را،یعنی کشتن زندانیان سیاسی با نام اسلام و کشتن مهره های رژیم به نام خشم مقدس خلق ،در ارتباط با نظام‌ مفهومی حقوق بشر، باید جدای از حب علی و بغض معاویه مورد بررسی قرار بگیرد . اما وجه مشترک بین کشته شده های هر دو طرف در ارتباط با حوادث دهه ۶۰ از هر دو طرف ، هم رژیم وهم سازمانهای سیاسی، رعایت نشدن امنیت حقوق قضائی هیچ کدام ازمقتولین است یکی در زندان با نام اسلام و دیگری توی خیابان و کوچه به نام خلق،بدون هیچ دادگاهی و وکیلی و هیچ هیئت منصفه ای و بدون اینکه نوع جرم مشخص ‌بشود و بدون کوچکترین تشریفات آئین دادرسی مدنی و با زیر پا گذاشتن بنيادی ترين حق انسان‌ها كه همان حق حيات است به قتل رسیدند و مهمتراینکه نه رژیم صلاحیت رسیدگی به اتهام جرم و روش اجرای حکم افراد را داشت و نه هیچکدام از رهبران تشکلهای سیاسی ، که بدون داشتن اختیارات قضایی که گرفته شده از مرجعی قانونی باشد خیابانهای شهرهای ایران را به دادگاه تبدیل کرده بودند و به نام خلق با عنوان اعدام انقلابی فتوای قتل صادر میکردند . این کارکرد غیر قانونی و غیر اخلاقی بر اساس میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نقض حقوق بشر است . در بند 1 ماده نهم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی یکی از سه مقوله جداگانه حقوق بشر در همین باره آمده است «هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچ کس را نمی توان خود سرانه دستگیر یا بازداشت کرد [ تا چه برسد به کشتن در خیابان با عنوان خشم مقدس خلق] این عمل از سوی هر کسی صورت بگیرد [چه خمینی و چه مسعود رجوی و چه دیگر رهبران سیاسی]، یک عمل غیر قانونی، غیر اخلاقی و غیر حقوقی است .
جمعه 09 سپتامبر 2011 - 18 شهریور