Share  
balatarin
 
  اشرف مخروبه استراتژی ارتش مریم

سعید

خشت اول چون نهد معمار کج ء / تا ثریا می رود دیوار کج
وضعیت فلک زده کنونی مجاهدین را باید از دریچه منطقی درون تشکیلاتی ارزشگذاری سیاست های مسعود رجوی که همیشه پیروز میدان شکستهای تاریخی است داوری کرد . در طول سه دهه مسعود رجوی نشان داد که رهبری متمركز بی صلاحیت او که تنها پاسخگو به خدا است نه اینکه راه‌ حل نيست که بخش مهمی از مشكل برای اتخاذ الگو و راه ‌حلها هست که حاصل مديريت استراتژيك و تصمیم گیریهاش در سرفصلهای مهم هزینه های سنگین سیاسی و اجتماعی بوده است که جامعه ایران با خون شریفترین مبارزان آزادی آنرا پرداخته است ./ اسمائیل وفا یغمائی در این مورد گفته : این شر و ورها را گاو خورده است و پشکل فرموده است. در عرصه دموکراسی و آزادی مهر تابان و رهبر عقیدتی نه داریم
مساله مسعود رجوی خداوند قلعه اشرف ، جان ساکنين اردوگاه نبوده و نیست او دو هدف را برای ماندن در اردوگاه دنبال میکند . یکی سیاسی است ، در ماه های اخیر قوی ترین و پر نفوذترین محافل سیاسی درامریکا حمایت بسیار فعال ازمریم رجوی و تکیه بر ماندن نیروهای مجاهدین در کمپ اشرف کردند و تحلیل راهبردی دور از خرد مسعود رجوی برای ماندن درعراق را در حرفهای آذر1387این را بخوبی مشخص میکند . اگر رژيم در زمينه اتمي و عراق عقب ننشيند، شرايط را به سمتی می ‌كشد ، كه موتور با جرقه ‌یی در تقدير و اجتناب‌ ناپذير، روشن می ‌شود . اين جرقه یعنی جنگ که حاصلضرب دو خط قرمز هسته‌یی / توقف غنی سازی / و حفظ عراق است ، تنها برون‌ رفت و تضمين دولت جديد آمريكا برای مهار كردن رژيم درهر دو زمينه ، محسوب می ‌شود . در این تحلیل راهبردی مسعود رجوی جدای از اینکه روی چالش های سیاسی ایران و آمریکا با محور قرار دادن گزینه نظامی تاکید میکند در عین حال شرط بندی کردن برروی نقش عامل خارجی و جنگ برای تحقق وعده سرنگونی و برون رفت ارتش آزادیبخش مریم از قفل شدگی به روشنی مشحص است . بیست سال پیش مسعود رجوی در ارتباط با عملیات دروغ جاویدان برای از سرگرفتن دو باره جنگ با رژیم گفت که صلح طناب دار رژیم است ، عملیاتی که در درجه اول برای عبور از مرز منوط به اجازه صدام حسین بود .وقتی هم که تحلیل جرقه و جنگ مسعود رجوی پا در هوا ماند این بار با تکیه بر روی نگرش تعادل قوایی روی طرح قرار دادن سیاست امنیتی - خارجی آمریکا در مقابل دولت مالکی حساب باز کرد ، یعنی که با این حساب مسعود رجوی ، امریکا میبایستی برای حمایت ازمجاهدین در تعارض با سیاست امنیتی خودش در عراق قرارمیگرفت . این سه دهه نشان داد که این حساب باز کردنهای جناب رهبر بیشتر به خوابهای پنبه دانه ای میماند . بحث تشکیلاتی اصرار رهبری مجاهدین برای حفظ ساختارسازمانی اشرف اهمیت بیشتری دارد ، در حقیقت این اردوگاه یك انگاره مد لسازی است . اشرف یک محیط ایزوله دارد که افراد را در یک پروسه مطیع ‌سازی محض تربیت می ‌کند
جناب رهبر ادعا دارد که در کارزار اشرف موضوع اصلی روی سرنگونی فاشیسم ملایان استوا است وبس و کارت برنده آنها مقاومت وتسلیم نشدن در برابرخواست رژیم حاکم بر ایران است.سید المحدثین گفتند برای دسترسی به قرارگاه اشرف بایستی از روی اجساد ما عبورکنید [البته منظورسید المحدثین اجساد فدائیان مطلق مقطوع النسل شده است و نه مریم ومسعود که بر خلاف مولایشان امام حسین شب درخیمه ٫ شمع ها راخا موش کرد ند که بدنه خجالت نکشد و در رفتند . تاریخ نشان داده که این ادعای رهبری مجاهدین یک دروغ بزرگ است . دو قرارگاه مجاهدین یکی در سال ۶۵در روستای گلاله کردستان عراق و دیگری در اسنفد ۶۹ قرارگاه بزرگ حنیف در منطقه «کفری» را به مزدوران رژیم سپردند و به سمت عمق عراق عقب نشینی کردند. اما دلیل اینکه مجاهدین آنروز این دو قرارگاه را به مزدوران رژیم تسلیم کردند ومسؤلین مجاهدین امثال سید المحدثین نگفتند برای دسترسی به این دو قرارگاه، بایستی از روی اجساد ما عبورکنید این بود که صدام حسین نمرده بود و مجاهدین نقطه عقب نشینی داشتند. ولی امروز شرایط ژئوپلیتیک منطقه بهم خورده و متعاقباً دینامیزم موقعیت سازمان مجاهدین با ارتش مریمش مثل دورانی که صدام حسین که همه گونه امکانات مالی و لجستیکی و زمین در اختیارشان گذاشته بود قابل تعریف نیست . بنابراین تنها کارت برنده رهبری مجاهدین جان آن تعداد آدمی است که در اردوگاه هستند . حرفهای مریم رجوی در تظاهرات مجاهدین درمقابل وزارت‌خارجه آمریکا ۲۶اگوست : حرف اصلی این است که اگ مجاهدان آزادی‌ستان اشرف چون کوه استوار بمانند و بهای آن را هم هر چه باشد بپردازند، دنیایی به حمایت برمی‌خیزد. دنیای سیاست و تعادل‌قوا نیز خواه و ناخواه مجبور است خود را با همین موج تطبیق بدهد
واما رهبری مجاهدین :خم شدی و بر صدر نه ‌نشستی
رهبری مجاهدین میخواست «ژئوپلیتیک منطقه» را به جای تکیه بر اهرم توده ها با تکیه بر حمایت صدام حسین و بعد راست ترین و جنگ خواه ترین سیاسیونی امثال جان بولتون ،خوزه آزنار و یا مک کين و یا دروحدت عمل با شيوخ مرتجع عرب به نفع مردم ایران تغییر بدهد..[مسعود رجوی با دجالگری همچون خمینی این حمایتها را وجدانهای بيدار میخواند.البته وجدانهایی امثال جان بولتون در قبال مردم عراق و افغانستان خوابیده بود ولی از وقتی که با مرم رجوی در پاریس ملاقات کردند بیدار شد.سیاست خارجی آمریکا بر اساس تفکر ایدئولوژیک این کشور نسبت به جهان به دنبال اعمال هژمونی و هدف نهایی آن لیبرالیسم غربی است] زمانه نشان داد که مواضع ضدامپریالیستی مسعود رجوی مقطعی و پراگماتیستی بود و نه موضعی جدی و راهبردی واین رهبری، انقلابی بودنشان بسته به اوضاع روزگار است.باید گفت خون صد هزار شهید یک پاپاسی نمی ارزد و تمام تفنگها را باید توی مستراح ریخت اگر در راه دموکراسی و آزادی و استقرار نظام مردمسالار نباشد. نکته قابل تأمل در شرایط حاضر، نظراتی که مقامات دیپلماتیک آمریکا در رابطه با وضعیت مجاهدین در عراق داشتند.سفیرآمریکا جیمزجفری گفت: این گروه واقعاً بر این باورند که سازمان ملل متحد وایالات متحده آمریکا تا ابد از آن‌ها حمایت خواهند کرد.و باتلر نماینده ویژه آمریکا در آخرین جلسه مذاکربه تمسخر به مسْولین مجاهدین گفته بود که شما بعد از خرج میلیونها دلاری که دراین ماه های اخیر برای کمپین حمایت جهانی صرف کردید تنها نفر مذاکره کننده که در طرف مقابل شما نشسته من هستم.معنای حرف نماینده ویژه آمریکا اینه که در عمل هیچ مرجع بین المللی تره هم برای مسعود و مريم خرد نكردند و رهبری محاهدین و عملا هم چوب را بخورند وهم پیازرا . عملکرد مجاهدین بدلیل تکیه برقدرت‌های خارجی برای پیشبرد سیاست موسوم به "راه حل سوم " در کفه تعادل قوای داخلی بدلیل بستر سازی برای دخالت قدرت‌ خارجی در فرایند سیاسی کشور ضد مردمی و ضد استقلال سیاسی کشور است
آیا کنوانسیون ژنو شامل حال سازمان مجاهدین خلق هم میشود؟
در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۴، به نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اشرف توسط آمریکا اعلام شد که آنها تحت کنوانسیون چهارم ژنو"افراد حفاظت شده" محسوب میشوند سپس در ۱ ژانویه ۲۰۰۹ کنترل مربوطه، تحت توافق جدید بین آمریکا و عراق در خصوص موقعیت نیروها، به دولت عراق واگذار شد.آنچه در کنوانسیون چهارم ژنو آمده است این وضعیت را تا زمان روی کارآمدن دولت بومی و قانونی پس از اشغال تضمین می کند و پس از آن تعیین و تکلیف را بر عهده دولت قانونی می گذارد؛ و متن کنوانسیون چهارم تعیین و تکلیف موقعیت اشخاص به حیث فردی می باشند و هیچگاه سخن از یک سازمان و گروه شبه نظامیان مسلح به میان نیامده است
سخنگوی وزارت خارجه گفت : اگر کمی به گذشته درست به اواخر اشغال عراق برگردیم، نیروهای چندملیتی در عراق در چارچوب کنوانسیون ژنو با ساکنان کمپ اشرف به‌عنوان اشخاص حفاظت‌ شده رفتار می‌کردند و این موضوع سیاست ما بود. اما با سپری شدن قیمومیت سازمان ملل متحد بر عراق ، دولت عراق مسئؤلیت تمام‌عیار حفاظت کمپ اشرف را به عهده گرفت.یعنی درشرایط کنونی اعضای مجاهدین ازجهت قوانین کنوانسیون های جهانی " بدون تعریف " محسوب می گردند