Share  
balatarin
 
  نه انتخابات آزاد یعنی این و نه شرکت نکردن در انتخابات کافیست!

الاهه بقراط

رژیم برای به حرکت در آوردن احتمالی مردم در «انتخابات» به شکلی که تا کنون برگزار شده، به همه نیروهای خودی از جمله اصلاح‌طلبان نیاز دارد. ولی حساب‌ها زمانی غلط از آب در خواهد آمد که یا حکومت بتواند مردم را بدون اصلاح‌ طلبان به پای صندوق‌های رأی بکشاند، و یا با وجود مشارکت اصلاح‌طلبان، مردم حاضر نشوند به پای صندوق‌های رأی بروند! اصلاح‌طلبان چه در این دو حالت و چه با گردن نهادن بر شرایط تا کنونی انتخابات، بازنده‌اند! پس پافشاری روی انتخابات «واقعا» آزاد، تنها راهکار و آخرین فرصت آنهاست.

*****


هفته گذشته در طول فقط چهار روز، سخنان سه تن از درون نظام جمهوری اسلامی سر و صدا به راه انداخت و موضوع مشارکت انتخاباتی اصلاح‌طلبان را که تا کنون همواره امری بدیهی به شمار می‌رفت، در همه انتخابات آینده با پرسش روبرو ساخت. سخنان این سه تن از سوی بسیاری از رسانه‌هایی که ادعای خبررسانی «مستقل» دارند و هم چنین از سوی رسانه‌هایی که در اصل کار حزبی می‌کنند، بر اساس خط و خطوط سیاسی، یا بزرگ‌نمایی شد، یا در حاشیه قرار گرفت و یا اصلا نادیده گرفته شد!
به بازی گرفته شدن اصلاح طلبان
در این نوشته تلاش می‌شود تا پاسخ پرسش‌هایی را که به درستی درباره مفهوم و عملکرد انتخابات آزاد مطرح می‌شود و هدف از تاکتیک «شرکت نکردن در انتخابات» یا تحریم را از درون سخنان همین سه تن که با حواشی کلی و احساساتی درباره جنبش سبز و مردم و آزادی همراه است، بیرون کشید تا معنای انتخابات آزاد که همواره از سوی مخالفان جمهوری اسلامی مطرح می‌شده است، و آزادی احزاب و مطبوعات در آن نقش کلیدی دارد، مانند بسیاری از مفاهیم دیگر تحریف نشده و به یک ابزار سیاسی هدایت شده برای رسیدن به منافع گروهی کاهش نیابد.
مصطفی تاج زاده، معاون سیاسی وزارت کشور دولت خاتمی و عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گفتگویی با سایت «کلمه» که 18 تیر منتشر شد، گذشته از این که جنبش سبز را همان «اصلاح‌طلبی»، و «انتخابات آزاد» را همان شرکت اصلاح طلبان در آن، معرفی می‌کند، و تعریف و حتا عملکردی آرمانی از اصلاح‌طلبی ارائه می‌دهد که با واقعیت موجود و عملا تجربه شده مطابقت ندارد، درباره شرکت در انتخابات‌ آینده چنین می‌گوید: «ما معتقدیم که کشور ایران یک راه برای سعادت دارد که آن نیز انتخابات آزاد است. انتخابات آزاد نیز مولفه‌های خاص خود را دارد. انتخابات آزاد یعنی آزادی قلم، اندیشه و بیان و سبک زندگی، یعنی آنکه احزاب آزاد باشند، آزادی تجمعات وجود داشته باشد، اتحادیه ها و تشکل‌های غیر دولتی و سندیکاها آزادی عمل داشته باشند.»
تاج‌زاده درک خود را از انتخابات آزاد چنین توضیح می‌دهد: «جنبش سبز راه وسط را از بین برده، یا انتخابات باید آزاد باشد با همه مولفه‌ها یا ما نباید در آن شرکت کنیم و اجازه دهیم خودشان آن را برگزار کنند تا اختلافات نیز تشدید شود. ما با عدم شرکت خودمان در انتخابات غیرآزاد باید مشروعیت انتخابات را زیر سوال ببریم و آن را از رسمیت بیندازیم... اگر آنان احساس کنند که ما شرکت نمی‌کنیم مجبورمی‌شوند تصمیمی استراتژیک بگیرند بدین معنی که یا باید اصلاح طلبان را حذف کنند و تن به اختلاف گسترده داخلی دهند... این وضعیت برای آنان مشکل ساز خواهد بود. و اگر غیر از این نیز بخواهند رفتار کنند باید اصلاح طلبان را وارد بازی کنند».
پاسخ تاج‌زاده در مورد اینکه انتخابات آزاد چیست، روشن است: شرکت دادن اصلاح‌طلبان در انتخابات. با کدام هدف؟ با هدف قرار گرفتن آنها در دو قوه مجریه و مقننه (قوه قضاییه مستقیما زیر نظر نهاد رهبری است!) که چه بکنند؟ تجربه عملی نشان داده است این دو نهاد تا کنون جز اجرای فرامین رهبری و نهادهای زیر فرمان وی، کار دیگری نکرده‌اند! چرا این نتیجه‌گیری کاملا واقعی است؟ زیرا خود تاج‌زاده درباره انتخابات آزاد چنین مثال می‌زند: «در همین قانون اساسی، دوم خرداد و شوراهای اول و دوم شکل گرفت. در انتخابات شوراهای دوم شرکت کردیم و شکست هم خوردیم. آن انتخابات آزاد ترین انتخابات صد سال اخیر بود و هیچ کس به خاطر سلیقه، نوع نگاهش و خاستگاه سیاسی و غیره از شرکت در انتخابات منع نشد». این مثال که در آن کاملا نادرست و به ناحق، انتخاباتی را که در آن جز خودی‌های رژیم شرکت نداشتند، «آزادترین انتخابات صد سال اخیر» خوانده است، نه تنها نشانه درک کاملا ابزاری و کج و معوج از انتخابات آزاد است بلکه نشانه بی اطلاعی از تاریخ معاصر ایران نیز هست.
روشن است که مسئله اصلی در هر انتخاباتی همواره «مردم» و آرای آنهاست. این نکته را تاج‌زاده که تلاش‌اش برای مشارکت در انتخابات نظامی که به آن اعتقاد دارد کاملا قابل درک است، پنهان نمی‌کند: «اگر مردم در صحنه باشند، انتخابات آزاد با همین قانون اساسی نیز برگزار می شود»! تاج‌زاده مانند بقیه اصلاح‌طلبان می‌داند که نظام به آنها برای به حرکت در آوردن مردم نیاز دارد. حساب‌ها زمانی غلط از آب در خواهد آمد که از یک سو، حکومت بتواند مردم را بدون اصلاح‌ طلبان به پای صندوق‌های رأی بکشاند، و یا از سوی دیگر با وجود مشارکت اصلاح‌طلبان نیز مردم حاضر نشوند به پای صندوق‌های رأی بروند!
نان اصلاح‌طلبان در تنور انتخابات
محمد خاتمی در سخنانی که ظاهرا اواخر خرداد امسال در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی شمال کشور ایراد شد و 20 تیر از سوی محمدجواد اکبرین در سایت «میهن» منتشر گشت گفت: «ما از سال۸۴ نباید در انتخابات شرکت میکردیم! متاسفانه این اشتباه ما بود.» برخی افراد و رسانه‌هایی که گردانندگان و کارکنانش (از جمله رسانه‌های فارسی زبان کشورهای خارجی) مردم را هر بار تشویق کردند در انتخابات شرکت کنند، اصلا این سخنان خاتمی را حتا به صورت شایعه به روی خود نیاوردند! خاتمی ظاهرا گفته است: «این بار اگر شرایط فراهم نشد حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم.» کدام شرایط؟ خاتمی چنین می‌شمارد: «زندانیان سیاسی حتما باید آزاد شوند، فضای امنیتی باید باز شود، انتخابات باید آزادانه برگزار شود». ولی کدام زندانیان؟ آزادانه برای چه کسانی؟ خاتمی چنین توضیح می‌دهد: «بیایند از همین احزاب موجود افرادی را بدین منظور انتخاب کنند تا انتخابات سالم تری داشته باشیم، اگر شرایط فراهم نشد حتما در انتخابات شرکت نکنیم... نمی‌توانیم آتش تنوری بشویم که نانش برای کس دیگری پخته می‌شود».
برای خاتمی که سخنان کلی نیز درباره جنبش سبز و آزادی و انتخابات آزاد گفته است، آزادی یعنی به بازی گرفتن «احزاب موجود»، یعنی همان که تا 22 خرداد 88 بوده است. یعنی بازگشت به زمانی که آتش «تنور» انتخابات نه برای «یک گروه خاص» بلکه برای همه گروه‌های نظام «نان» می‌پخت!
خاتمی پیشاپیش «گناه» شرکت نکردن اصلاح‌طلبان را که ممکن است آنها را رو در روی نظام قرار دهد، از روی دوش آنها برمی‌دارد و می‌گوید: «اگر در انتخابات شرکت نکنیم جوابگو ما نیستیم؛ بلکه کسانی باید پاسخگو باشند که اجازه شرکت در انتخابات را به ما ندادند».
درک محدود از انتخابات آزاد را خاتمی در پایان چنین روشن می‌کند: «بحث نظارت استصوابی باید حل شود تا همه افکار موجود بتوانند نماینده داشته باشند. اینطور نباشد که هر کس را نپسندیدند به عنوان ضد ولایت و ضد نظام ردش کنند و بعد بگیرندش». روشن است انتخابات آزادی که خاتمی مدافع آن است در چهارچوب ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی است و نباید هم جز این انتظار می‌رفت. ولی آنچه سخنان تاج‌زاده و خاتمی را با اهمیت می‌سازد، تهدید آنها به عدم مشارکت در صورت «آزاد» نبودن انتخابات است. تهدیدی که در دوره‌های پیشین نیز مطرح شد و اصلاح‌طلبان هرگز، بنا به گفته خود تاج زاده در همین گفتگو، به آن عمل نکردند.
گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام
هنگامی راه هرگونه کج فهمی نسبت به انتخابات آزاد بسته می‌شود که علی اکبر رفسنجانی نیز در کنار تعریف و تمجید مبالغه آمیز از «مقام معظم رهبری» به دفاع از آن می‌پردازد. رفسنجانی بنا به گزارش پایگاه خبررسانی خودش، روز 22 تیر در میان برخی دانشگاهیان شیراز با تأکید بر اینکه «بدیلی برای نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و نیز شخص آیت الله خامنه ای به عنوان ولی فقیه در کشور نمی شناسد» و ستایش چندباره «رهبر» و اینکه وی «در نهایت تابع ایشان» است چنین گفت: «برگزاری انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری با حضور واقعی تمامی جناح‌ها و گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی می‌تواند به خروج از اوضاع کنونی سیاسی کشور کمک کند».
تمام بحث که در سخنان تاج‌زاده و خاتمی غایب بود، بر سر همین نکته است:
از یک سو، هیچ انتخاباتی «با حضور تمامی جناح‌ها و گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی» اولا، انتخابات آزاد نیست و نمی‌تواند باشد، ثانیا چنین انتخاباتی هرگز به خروج از اوضاع کنونی سیاسی کشور کمک نخواهد کرد!
از سوی دیگر، انتخابات آزاد یعنی حضور تمامی جناح‌ها و گروه‌های «دلسوز ملت» نه نظام و معتقد به آزادی جامعه و مردم و نه قانون اساسی کنونی که به دلیل منشاء دینی و آسمانی و اصل ولایت مطلقه فقیه، پیشاپیش هرگونه انتخاباتی را از محتوا تهی می‌سازد!
آیا در دمکراتیک‌‌ترین تفسیر ممکن از قانون اساسی جمهوری اسلامی (اگر اصلا عملی باشد!) نظام جمهوری اسلامی می‌تواند حضور همه گروه‌های دلسوز ملت و معتقد به ازادی جامعه و مردم را تأمین و تضمین کند؟! در این صورت، پیش به سوی برگزاری یک انتخابات آزاد!
ولی آیا جمهوری اسلامی به دلیل ساختار و ساز و کارهای سیاسی و حقوقی‌اش از اجرای این وظیفه عاجز نیست؟ پس شرکت نکردن در انتخابات با این «استدلال» احساساتی که «خوب نیست...»، «خون ریخته شد...»، «دلمان خون است...» کافی نیست. باید مردم را بسیج کرد تا با تکیه بر نیروی متشکل آنها و بنیه آزادی‌خواهانه جامعه که در دو سال گذشته بیش از هر زمان دیگری حکومت را به چالش کشید، شرایطی را فراهم آورد که یک انتخابات آزاد برگزار شود.
جمهوری اسلامی با انحصار قدرت و سرکوب مداوم و فراگیر، جامعه را از نیروهای کارآ و مبتکر و احزاب و تشکل‌هایی که می‌توانند هر یک گوشه‌ای از بار مملکت را بر دوش بکشند، محروم کرده است. مهم‌ترین دلیل بحران‌های همه جانبه کشور در همین نکته نهفته است. وگرنه با شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات و حتا با بازگشت آنها به نهادهای سیاسی بی‌خاصیت نیز مشکلی حل نخواهد شد و برنده این شرایط قطعا کسانی خواهند بود که در سال 84 بدون منابع کنونی، میخ خود را کوبیدند و در طول شش سال گذشته نه تنها از منابع سیاسی و اقتصادی‌شان کاسته نشده است، بلکه با تکیه بر آنها برای به دست آوردن آرای مردم بدون اصلاح‌طلبان خیز برداشته‌اند!
14 ژوئیه 2011
----------------------------------------------
18 تیر، سایت کلمه: تاج زاده: راه وسط نداریم، سبزها فقط در انتخابات آزاد شرکت می کنند
20 تیر، سایت میهن: خاتمی: حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم
22 تیر، سایت رفسنجانی: هاشمی رفسنجانی: انتخابات آزاد مجلس با حضور تمام دلسوزان نظام