Share  
balatarin
 
  کمپين انتخابات آزاد، مکانيزم سازمان‌دهی به سوی انتخابات آزاد

فريبا داوودی مهاجر

بدون شک جنبش سياسی اخير ايران بدون استراتژی به سر منزل نخواهد رسيد . امروز يا فردا ما نياز به دستورالعمل مشترکی داريم . دستورالعملی که شبکه های اجتماعی ،نيروهای سياسی ، فعاليت های پراکنده و کليه هسته های که برای دموکراسی خواهی در ايران تلاش ميکنند را در قالب يک برنامه عمل هم مسير سازد . بديهی است استراتژی برای دستيابی به چشم انداز با خواستی مشترک طراحی می شود که چشم انداز اين جنبش همانا دموکراسی سازی در ايران است که ميتواند از طريق کمپينی پيرامون خواست مشترک انتخابات ازاد درايران محقق شود .

خواستی که در صورت تحقق ، قطعا تغييری کيفی در سيستم کنونی سياسی ايران که به لحاظ ماهيت قانون اساسی نمی تواند انتخاباتی ازاد با همه شاخصه های آنرا برگزار نمايد را ايجاد کند و سيستمی با چنين قابليتی برای تعيين حق سرنوشت جايگزين کند . اين پروسه بدون شکل گيری يک کمپين فراگيرمحقق نخواهدشد و بنظر ميرسد به دلايل مختلفی که ارايه خواهم نمود بهترين کارزار ميتواند حول محور خواست انتخابات آزاد شکل بگيرد .

برای دريافت چرايی و چگونگی چنين کمپينی دريافت يک نکته کليدی الزامی است .

" کمپين انتخابا ت آزاد با خواست و مطالبه انتخابات آزاد متفاوت است "
عدم تفکيک بين اين دوميتواند سوالات و نقدهای بسيارو درستی را پيرامون
آن ايجاد کند . چنانچه تا به حال به همين دليل با بسياری از اين سوالات و نقدها روبرو بوده ايم و اخيرا در بيانيه تاسيس" سازمان جمهوری خواهان ايران "اين عدم تفکيک را مشاهده کرديم . خلط دو مبحث ، که استراتژی کمپين انتخابات آزاد را به يک مفهوم تنزل داده و اصولا بلا موضوع ميکند ..
در واقع کمپين انتخابات آزاد راه رسيدن به انتخابات آزاد است واگر چه اين کمپين بر روی مفاهيم انتخابات ازاد سوار است اما موضوعی جداست .

صحبت از طرح يک استراتژی است . ما از مفهوم و تاريخچه و ضرورت و خوبی و بدی و انواع و اقسام کنوانسيونها و مقاوله نامه های پيرامون انتخابات آزاد سخن نميگويم که قبل از ما درباره آن دهها مقاله و کتاب و مطلب نوشته شده است . مطالبی که اگرچه مهم است اما ربطی به توسعه گفتمان کمپينی آن در موضوع و اهداف و کارکرد ندارد .

درواقع کمپين جمع نمودن نيروهای سياسی و اجتماعی است که با ايده ها و نظرات مختلف به دنبال راهی برای گذار به دموکراسی ميگردند . کمپين چراغی است که راه را روشن ميکند تا افراد ، پيرامون آن ، با يک استراتژی مشخص و نقشه ای که از راه دارند به سمت نشانی نهايی که دموکراسی سازی در ايران است حرکت کنند . حال ممکن است گروهی نقشه را بخوانند ،گروهی چراغ ها را به دست گيرند ،گروهی جاده را مسطح کنند . گروهی با حيوانات وحشی درگير شوند و گروهی اخبار مسير را انتقال دهند . اين متفاوت است با بيان وصف خوبی انتخابات آزاد ويا اينکه جمهوری اسلامی پتانسيل تشکيل چنين انتخاباتی را دارد يا خير ، که صد البته معلوم است ندارد و متفاوت است با اينکه ايا ما انتخابات ازاد را برای شورا ميگوييم يا مجلس يا هرمصداق ديگری از انتخابات در ايران .

صحبت از يک استراتژی برای انجام يک پروژه کلان سياسی مشخص در زمان مشخص و برنامه سياسی مشخص است .صحبت از مکانيزم سازماندهی و هدايت يک فرايند سياسی است . صحبت از يک گفتمان سازی برای تببين چگونگی حرکت است . صحبت ازهزاران هزار پارتيزانی است که هدف را ميدانند ،آن را ميخواهند ولی بدون استراتژی بلا تکليف و سرگردان در سنگرهای مختلف نشسته و مرتب قربانی تک تيراندازها می شوند چرا که مسوول هر سنگری ساز خودش را می زند و استراتژی مشترک برای محاصره حريف وجود ندارد .

حال که ضرورت وجود کمپين سازی برای تجميع حداکثر سرمايه اجتماعی روشن است و به نظر ميرسد نيروهای دموکراسی خواه گام به گام به ضرورت سازماندهی شبکه ای ومدرن نزديک ميشوند، پاسخ به يک سوال الزامی است .

چرا بايد اين کمپين پيرامون خواست انتخابات آزاد شکل بگيرد ؟

چرا چنين استراتژی بهتر از مطالبات ديگر ميتواند محتوای استراتژی کمپين کلان سياسی را تشکيل دهد و دربرگيرنده چه قابليت و اولويت های است که ستون های يک کارزار اجتماعی ميتواند درآن ريشه بگيرد و جمهوری اسلامی را وادار به پذيرش خواست مردم نمايد ؟

چرا اين موضوع توانايی پردازش داده ها به بهترين برون دادها را دارد و چرا اين کمپين ميتواند بهترين تعادل برای دوران گذار که دوره ای پر نشيب و فراز است را حفظ نمايد ؟

يکم : انتخابات آزاد قدرت را نشانه ميرود.
منبع قدرت جمهوری اسلامی را به چالش وچون و چرا ميکشد . بدون شک زير بنای دموکراسی سازی در آينده ايران منوط به برگزاری انتخابات آزاد است و پاشنه آشيل جمهوری اسلامی شکست در مقابل تحقق اين استراتژی است که ، با ماهيت جمهوری اسلامی در تعارض جدی است.

دوم : جنبش اخير مردم ايران که نزديکترين حرکت و ملموس ترين و قابل فهم ترين حرکت برای آحاد مردم است جنبشی است که با شعار رای من کجاست آغاز شد . جنبشی که ريشه در مطالبه انتخاباتی آزاد ، سالم و رقابتی داشت. اين مطالبه در طول حرکت توانست با پويش درونی ، خود را به خواستهای اساسی تری پيوند دهد و حتی رهبران نمادين را باآن همراه کند بنابراين به نظر ميرسد چنانچه بخواهيم برای دوران گذار کمپينی تعريف کنيم که مورد توافق آحاد مردم و فعالان سياسی قرار گيرد کمپينی است که ريشه در جنبش مردم ايران دارد . خواستی که يکبار توانسته همبستگی اجتماعی ايجاد کند . زنده است ومردم آن را لمس و درک کرده اند و همچنان رهبران آن در حصر و زندان به سر ميبرند . و در نهايت ميتواند عمل جمعی پيرامون برنامه عمل معين ايجاد نمايد.

سوم: مهمتر آنکه منشا اين کمپين از درون ايران ريشه گرفته است . در خانه ها و خيابانها تکوين يافته است . بچه های کف خيابان را درگير کرده و از خارج به سمت داخل هدايت نشده است . اين نکته بسيار مهمی است که مردم ريشه آن را می شناسند و برايشان غريبه نيست .به همين دليل دارای مشروعيت است ولازم نيست که برای آن به دنبال مشروعيت بگرديم .

چهارم: جنبش رای من کجاست توانست حداکثر هم افزايی در ميان اپوزسيون داخل و خارج از کشور را ايجاد کند . اين دستاورد بسيار بزرگی است انهم پس از سالها که جمهوری اسلامی در صدد ايجاد بی اعتمادی ميان داخل و خارج با انواع و اقسام روشها بوده است .

پنجم: اين جنبش توانست رسانه های بين المللی را فعال کرده و توجه افکار عمومی را به خود جلب کند و به همين دليل کمپين انتخابات آزاد لازم نيست از نو خود را تعريف نمايد . بر يک عقبه و تاريخ تکيه دارد و خلق الساعه نيست . به عبارتی ميتواند کارکرد های مختلف جنبش را تداوم بخشد .

ششم: اين کمپين ياد آور شکاف ميان دو گفتمان است . بدون هيچ گسلی ،جنبش خرد يا کلان شکل نميگيرد . و خيزش رای من کجاست ياد آور گفتمانی است که برای مردم و رای مردم احترام قايل است وامده تا بساط دروغ و رمالی و خدعه را جمع کند و گفتمانی ديگر که مردم را خس و خاشاک ميبيند . حذف و تحقير وتبعيض و فرهنگ خودی و غير خودی را ترويج ميدهد و بر مبنای آن رای مردم که هيچ ، حيثيت و جان و آبرو را آز آنها می ستاند . اين کمپين ياد اور خواست اساسی تعيين حق سرنوشت است . مطالبه برازندگی از حاکمان و و ياد آور احترام به حقوق اوليه انسانهاست و به همين دليل ميتواند پيرامون خود انبوهی از توليدات در حوزه انديشه و عمل را گرد آوری کند .

هفتم: ازسوی ديگر چنين کمپينی ازظرفيت فعالان داخل کشور بيرون نيست .خواستی نيست که از خارج گود و بدون در نظر گرفتن ظرفيت عمل برنامه ريزی شده باشد .

هشتم: هر طيف و عقيده ای را شامل ميشود . مانند نخ تسبيح افراد را در يک رشته قرار ميدهد . هيچ گروه سياسی نيست که بگويد به انتخابات آزاد معتقد نيست و به رای مردم گردن نمی نهد . هر گروهی با هر نگاهی ادعای تسليم به رای ملت را دارد .

نهم: ازسوی ديگرکمپين انتخابات آزاد چون ماهيتا عقايد متکثر و گرايشهای سياسی را در بر دارد ،قادر است در پروسه کمپين سازی به ظرفيت سازی نيروهای درون خود بپردازد . تمرينی برای پذيرش و به رسميت شناختن گروههای مختلف در سيستم سياسی آتی در ايرانی است که قرار است گروههای سياسی به جای حذف و اعدام و زندان و تکفير يکديگر مبارزه انتخاباتی را بپذيرند و به نتايج آن گردن نهند . محتوای انتخابات آزاد برای کمپين فراگير، آموزش تدريجی جامعه و نهادهای سياسی را در بر دارد نيروهايی که سالها و به شکل تاريخی مبارزه سالم سياسی را تمرين نکرده اند .

دهم: نيروهای داخل اين کمپين ميتوانند بر اساس اينکه چه ميخواهند نه بر اساس انکه چه کسی هستند در پروسه گذار دور هم جمع شوند وپس از پايان پروژه در احزاب مختلف تقسيم شوند .

يازدهم: اين کمپين ميتواند نيروهای حذف شده را صرفنظر از ايدئولوژی در اين کار زار فعال نمايد و سطح کمی و کيفی مشارکت را افزايش دهد .

در نهايت ميتوان گفت کمپين انتخابات ازاد در دوران گذار ما را هم سرنوشت نموده و بلوک های جدا از هم را به يک سازه تبديل می کند . وهدايتی اگاهانه به سمت دموکراتيزاسيون در ايران را برای تغيير مسالمت اميز رقم می زند .هدايتی که دفاع را نيز حق مشروع خود ميداند .

بدون هيچ شک و شبهه ای ميتوان گفت کمپين انتخابات ازاد همه افراد و نيروهای سياسی را که در جمع بندی شرايط امروز ،شرکت در انتخابات را يک انتحار سياسی ميدانند مسلح به ابزاری غير خشونت اميز مينمايد که برای شرکت نکردن دارای برنامه و استراتژی هستند . و همه آنها را که عدم شرکت در انتخابات را بی عملی تعبير ميکنند در مسير سياست ورزی فعال و پويا و هدفمند قرار ميدهد .