Share  
balatarin
 
  یکپارچگی ایران ضرورت است

جواد گلچین فر



برای من که خود را فردی ناسیونالیست میدانم حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران امری مقدس است اما قصدم از این نوشتار این نیست که مقدسات خودم را برختان بکشم یا اینکه شما را به آیین خودم دعوت کنم. من میخواهم بگویم اگر شما بی وطن یا بقولی جهان وطن هم باشید ذر صورتی که به اصول اولیه انسانی باور داشته باشید باید از یکپارچگی ایران دفاع کنید.

سیمای ایران تجزیه شده
طرفداران تجزیه ایران گاهی این بحث را مطرح می کنند که چه اشکالی دارد بجای یک کشور بزرگ بنام ایران با میلیونها معتاد، کارتن خواب، افراد عصبی و باورهای خرافی چند کشور پیشرفته با مردمانی مرفه داشته باشیم. این نحوه گفتگو برای من مانند این است که کسی بگوید چه اشکالی دارد تو را بکشم و به بهشت بروی، مسئله برای من این است که بعد از کشته شدن به کجا میروم . یک ایران 10 تیکه یعنی دهها هزار کیلومتر مرز بین المللی جدید در جهان. یعنی 10 ارتش جدید که باید از مرزهای خود محافظت کنند. ارتشهای جدید در منطقه خاورمیانه، شما فقط تصور کنید چه رقابت تسلیحاتی عظیمی براه خواهد افتاد و چقدر صحنه منطقه وحشتناک خواهد شد. گذرنامه های جدید، مقررات ویزا برای هز منطقه، دعواهای تازه بر سر ملیت بزرگان و شعرا، تاریخنگاری منطقه ای برای ایجاد هویت تازه و دهها موضوع دیگر که هزینه های آن بر مردم تحمیل می شود.

فرایند ایجاد کشوری جدید
فروپاشی شوروی و ایجاد کشورهایی جدید مثال خوبی در جهان معاصر است از فرایند تشکیل کشورهای تازه. وقتی منطقه ای از یک کشور می خواهد اعلام استقلال کند باید ساختار حکومتی لازم را فراهم کرده باشد. هر یک از جمهوری های شوروی رئیس جمهور، کابینه دولت، پارلمان و در کل نهادهای حکومتی را دارا بودند. در واقع در این جمهوری ها حکومتی وجود داشت که اعلام استقلال کرد. داشتن حکومت منطقه ای شرط لازم برای استقلال از دولت مرکزی است و البته برای پذیرفته شدن در جامعه بین المللی شرط کافی نیست کما اینکه اکنون دولتهایی چون قره باغ و آبخازیا اعلام استقلال کرده اند اما سازمان ملل و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان آنها را برسمیت نمی شناسند.
شما دوست تجزیه طلب من بفرمایید که در کجای ایران ساختار حکومت محلی شکل گرفته است که بخواهد در برابر دولت مرکزی اعلام استقلال کند. آیا تلاش برای جدا کردن یک استان از دولت مرکزی بدون وجود دولتی محلی معنایی غیر از آنارشیسم و بهم ریختن نظم یک سرزمین دارد؟

تجزیه یا تمرکز زدایی؟
در همین قانون اساسی جمهوری اسلامی هم که من با اصول اساسی آن مخالفم برای مردم مناطق ایران حق اداره سرزمین خود در نظر گرفته شده است. اینکه رئیس دانشگاهی در سنندج باید از سوی وزارت علوم در تهران انتخاب یا تائید شود مایه تاسف و دردناک است ولی همین مشکل را دانشگاههای تهران نیز دارند. چرا رئیس دانشگاه تهران را باید دولت انتخاب کند؟ اگر اداره امور کشور در تهران متمرکز شده است این بدان معنا نیست که مردم تهران دارند کشور را اداره می کنند. گروهی خاص منابع قدرت و ثروت را در کشور ما در اختیار دارند و بدیهی است بسختی حاضر هستند آن را با من و شما قسمت کنند. درد مشترک مردم کردستان، بلوچستان و مازندران در نداشتن دموکراسی است و این با اتحاد راحت تر درمان می شود تا جدایی و هریک براه خود رفتن ضمن اینکه پروژه تجزیه ایران را قدرتهایی دنبال می کنند که مایلند من و شما توسری خور و مطیع آنها باشیم.