Share  
balatarin
 
  دریا _ شعر

محمد سوسیالیست

دریا

رفتم کنار دریا
چه صدا و موجی زیبا
همه رفتن تو آب
گیرند با شنا سهمی ز آن
ولی من نه
دریا در منست
او آمده به پیشواز
چشمهایم را بستم
بدرونم آمد به شنا
او آمیخت با من
بلکه سهمی برگیرد
خواست طغیان بیاموزد
بی واسطه ؛
بی باد و طوفان
گفتم قبل هر طغیان
بخود آ
ببین خویشِ خویش
بوقت باد مکن مستی
همراه نشو با طوفان
که هر بار ز جایی می وزد
به تائیدش موج می خواهد
قبل هر چیز
بخود آ
سپس تو خود کن عصیان

محمد سوسیالیست