Share  
balatarin
 
  شعر - خبر شوم

محمد سوسیالیست

خبر خیلی بدی بود کودک دست فروشی در مترو کشته شد حالم خیلی بده تسلیت میگم به همه انسانها نه انسان نماها

خبر شوم
بازخبر ,خبر شومی
کشته شد کودکی
دست فروشی پی نون
خبریست پُر جنون
بنویس روشن فکر خاموش
از کبوتر و پرواز یار
ببند چشمت و چیزی نگو
بخوابان وجدان و بدوز دهان
به مدح گذشتگان بنویس
در وهمت پرواز کن
اینست عدل اسلامی
دست فروشی , تن فروشی
از دو رکعت نماز
رسیدی به ایمان و راز
در پس پرده کن صیغه ها
ز ایمانست با رضای خدا
بگیر دستی بی شهوت و هوس
به سنگ کفرم می زنن
کافرم می خوانن ,
بخوان بخوان
در دنیای سنگی شما
نیستم لحظه ای زنده
تو دنیا گم شدم
نیستم هیچ بین شما
اشک ربوده ز چشمم خواب
ز ظلم گویمش هیچ نخواب

محمد سوسیالیست